عز الدين حسينى زنجانى

126

معيار شرك در قرآن (فارسى)

« امَّنْ يُجيبُ المُضْطَرَّ اذا دَعاهُ و يَكْشِفُ السوء » ؛ آرى ، چه كسى است كه دعاى درماندگان را قبول فرمايد چون دعا كنند ؟ و بلا را برگرداند ؟ . پاسخ : ناگزير براى روشن شدن موضوع و توضيح مسئله ، عين آن‌چه را علّامه طبرسى در تفسير جوامع الجامع مىگويد نقل مىكنيم : « بما عَهِدَ عِندك » « ما » مصدريّه است ؛ يعنى به عهد و پيمانى كه در نزد تو دارد و آن عهد همان نبوّت ( پيامبرى ) است . و « با » در جملهء « بِما عَهدَ عِنْدَك » يا متعلّق است به « ادْعُ لَنا رَبَّك » كه اين نيز دو صورت دارد : اوّل : براى برآوردن نياز و آن‌چه ما از تو با دعا مىخواهيم به حق آن‌چه در پيش تو وجود دارد مىباشد ، به اين معنا كه خدا را مىخوانيم و به او متوسّل مىشويم به عهد و پيمانى كه با تو دارد . دوم : « با » ممكن است باء سوگند باشد ؛ تو را به پيمان خدا در نزد تو قَسَم مىدهيم اگر بلا را از ما برگردانى ، قطعاً به تو ايمان مىآوريم . پس در معناى آيه مىتوان به چند صورت نگريست . به هرحال ، آن‌چه مطلوب و خواستهء آن قوم از موسىعليه السلام بود ، برگرداندن بلا از آنان مىباشد و احتمالات ديگر تعليلى بود كه گفتيم و توضيح آن چنين است : « حيثيّت » « 1 » اوّلًا ، يا اطلاقيّه است و آن حيثيّتى است كه به ذات موضوع

--> ( 1 ) . « حيثيّت » يعنى جهت و اعتبار ، حيثيّت تعليلى نقش واسطه در ثبوت ( علت ) را دارد . وحيثيّتى است كه اثبات محمول براى موضوع مستند به علت باشد . مانند « الانسان من حيث انه متعجب ضاحك » . حيثيّت تقييدى ، نقش واسطه در عروض ( قيد موضوع ) را دارد . و مفادش مقيد كردن موضوع به جهتى از جهات است . مانند « الجسم من حيث انه ابيض مرئى » حيثيّت اطلاقى حيثيّتى است كه هيچ كدام از خصوصيات دو حيثيّت فوق را ندارد ؛ يعنى حيثيّت علت و نه تقييد موضوع و به عبارت ديگر لابشرط است ، مانند : « الانسان من حيث انه انسان ، حيوان ناطق » .